اگر سراسیمه سر به بیابان نمی نهیم، اگر دیوانه وار سر به دیوار نمی کوبیم ،اگر آه از نهادمان برنمی خیزد، اگر آتش درونمان جهان هستی را شعله ور نمی سازد ، اگر جگرهایمان از فرط غصه آب نمی شود ،اگر در هجران ولی خدا هیچ غمی بردل نداریم و به جای اشک خون نمی گرییم، اگر سرطان غفلت از حجت خدا در تار و پود وجودمان ریشه دوانیده است، اگر هیچ گونه اظطراری به امام معصوم پیدا نمی کنیم، اگر این جان کندن تدریجی را زندگی نامیده از آن سرمست وبه آن دلخوشیم بدین خاطر است که عمق فاجعه را درک نکرده ایم.نه امام را شناخته ایم، نه عظمت مصیبت غیبت را و نه معنای ظهور را.

معبری به ظهور،دکتر علی هراتیان

موضوعات: نگاه نوشت  لینک ثابت
آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(2)
4 ستاره:
 
(1)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
3 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
4.7 stars
(4.7)
نظر از: مدرسه علمیه الزهرا شهرستان قروه [عضو] 
5 stars

ایکاش که بادخاکسترم را به کوی برساند
ایکاش که غباری برجامه ات بودم
اما چینین مقهور مهجور نه
اللهم عجل الولیک فرج
خدا قوت

1391/02/23 @ 18:35
نظر از: گلپونه [عضو] 
4 stars

سلام
سفیر صبا از حضور گرمت در وبلاگ تشکر می کنم

1391/02/21 @ 19:41
نظر از: موسسه آموزش عالی حوزوی معصومیه (خواهران) [عضو] 
5 stars

الگوى ساده زيستى
اسود و علقمه گويند: بر على (ع) وارد شديم در پيش آن حضرت طبقى بافته شده از ليف خرما بود، در ميان طبق دو گرده نان جوين مشاهده كرديم، نخاله آرد جو بر روى نان‏ها آشكارا ديده مى‏شد، على نان را برداشت و بر روى زانوى خود گذاشت تا آن را بشكند . آن گاه با نمك ميل فرمود . به كنيزى كه نامش فضه بود گفتم چه مى‏شد اگر نخاله اين آرد را براى على (ع) مى‏گرفتى؟
در اين هنگام اميرالمؤمنين (ع) تبسم نموده فرمود: من خودم دستور داده‏ام نخاله‏اش را نگيرد . گفتم براى چه يا على؟ !
فرمود: زيرا اين طور نفس بهتر ذليل مى‏شود و مؤمنان به من پيروى خواهند كرد تا وقتى كه به اصحاب ملحق شوم .
(انوار نعمانيه، ص‏18)

1391/02/20 @ 12:38


فرم در حال بارگذاری ...