عمق فاجعه |
![]() |
اگر سراسیمه سر به بیابان نمی نهیم، اگر دیوانه وار سر به دیوار نمی کوبیم ،اگر آه از نهادمان برنمی خیزد، اگر آتش درونمان جهان هستی را شعله ور نمی سازد ، اگر جگرهایمان از فرط غصه آب نمی شود ،اگر در هجران ولی خدا هیچ غمی بردل نداریم و به جای اشک خون نمی گرییم، اگر سرطان غفلت از حجت خدا در تار و پود وجودمان ریشه دوانیده است، اگر هیچ گونه اظطراری به امام معصوم پیدا نمی کنیم، اگر این جان کندن تدریجی را زندگی نامیده از آن سرمست وبه آن دلخوشیم بدین خاطر است که عمق فاجعه را درک نکرده ایم.نه امام را شناخته ایم، نه عظمت مصیبت غیبت را و نه معنای ظهور را.
معبری به ظهور،دکتر علی هراتیان

ایکاش که بادخاکسترم را به کوی برساند
ایکاش که غباری برجامه ات بودم
اما چینین مقهور مهجور نه
اللهم عجل الولیک فرج
خدا قوت

سلام
سفیر صبا از حضور گرمت در وبلاگ تشکر می کنم
الگوى ساده زيستى
اسود و علقمه گويند: بر على (ع) وارد شديم در پيش آن حضرت طبقى بافته شده از ليف خرما بود، در ميان طبق دو گرده نان جوين مشاهده كرديم، نخاله آرد جو بر روى نانها آشكارا ديده مىشد، على نان را برداشت و بر روى زانوى خود گذاشت تا آن را بشكند . آن گاه با نمك ميل فرمود . به كنيزى كه نامش فضه بود گفتم چه مىشد اگر نخاله اين آرد را براى على (ع) مىگرفتى؟
در اين هنگام اميرالمؤمنين (ع) تبسم نموده فرمود: من خودم دستور دادهام نخالهاش را نگيرد . گفتم براى چه يا على؟ !
فرمود: زيرا اين طور نفس بهتر ذليل مىشود و مؤمنان به من پيروى خواهند كرد تا وقتى كه به اصحاب ملحق شوم .
(انوار نعمانيه، ص18)
فرم در حال بارگذاری ...
[سه شنبه 1391-02-19] [ 03:16:02 ب.ظ ]
|